کنارم هستی و بازم بهونههامو میگیرم
میگم وای چقد سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن باهم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
می دونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگیا داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خودآزاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بیچتر زیر برف
اگه حال منو داری میفهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوسِت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگیا داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خودآزاری
************
آدمها نه دروغ مي گویند
نه زیر حرفشان میزنند
اگـــر چیزي میگویند
صرفا احساسشان
در همان لحظه است
نباید رویش حساب کرد
#دوسش داری.....
*یادت باشه فقط دوست داشتن کافی نیس
#واسه خندیدنش باید از دل وجونت مایه بزاری
در کلبه ی من عید وقتی میاید
که تو بیایی..
تحویل نمیگریم سال را بدون تو..
پ ن
++دعا واسه بچه های سرطانی یادتون نره
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور