خرید بک لینک
خدا کند زمستان تمام نشود..!
تنها چیزی که می تواند
مرا یاد او بیندازد ؛
شالی که عاشقانه بافتمش
دورگردنش انداخته است ؛
شاید مرا یادی کُند،
خدا کند زمستان
تمام نشود..!
 

الا ای برف !

چه می باری بر این دنیای ناپاکی ؟

بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است

مبار ای برف !

تو روح آسمان همراه خود داری

تو پیوندی میان عشق و پروازی

تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی ها

تو که فصل سپیدی را سرآغازی

مبار ای برف !


برف ده سالگی به خاطر آدم برفی هايش
برف چهارده سالگی به خاطر اخبار و تعطيلی هايش
برف هجده سالگی را درست يادم نيست در ميان افكار يخ زده بودم
برف بيست سالگی قدم زدن های عاشقانه و رد پاهايم
برف بيست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد...

                                                   #بی تو با دل انگیز ترین حالت تهران چه کنم..

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۶ساعت 20:36  توسط عسل  | 

برچسب: نویسنده: بهار میرزاپور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:54

صفحه بندی