گویند که روز عاشقی امروز است
چه خطایی، عاشقی هرروز است
آنکس که ز عشق و عاشقی سرشار است
هر روز و هرساعت او پربار است
آن کس که دلش ز عشق غمسوز شده
امروز برایش، بدترین روز شده
همه در شادی و او غمگین است
امروز مرام خلق عاشق این است
وقتی عشق نباشد، نفست جانکاه است
او رفته و جای تو قربانگاه است
هرچه سیلی بزنی، صورت زردت پیداست
این همه مهر و محبت، جای دردت پیداست
عشق اگر عشق شود لایق جانانه شود
و اگر مشق شود لایق بتخانه شود
آنکس که ز عشق واله و شوریده شود
بیگمان لایق عشق جاودانه شود
هربار که دل به عشق دادم سوختم
تیری به قلب زد و به دیوار دوختم
من دگر دل ندهم که نقرهٖ داغ شوم
من دگر رو ندهم شهره آفاق شوم
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور