برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور

برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ، نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم . "نمیگم نظر بذارید چون اگه خوشتون بیاد خودتون نظر می ذارید"
مرسی از حضورتون
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
زمانى تلفن کم بوداماآدمهاى زیادى بودندبهشان زنگ بزنیم ویکدل سیرحرف برنیمحالا تلفنها زیاداستاماآدمهاى کمى هستندکه دلمان حرفهایشان رامیخواهدپ.ن:یه وقتایی به سرم میزنه تلفنو بردارم یه شماره به صورت رندم
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
رازداری کن و از من گله در جمع مکنباز بازیچه مشو، بار سفر جمع مکنبا حضور تو قرار است مرا زجر دهندخویش را مایهی دلگرمی هر جمع، مکنبه گناهی که نکردم به کسی باج مدهآبرویی هم اگر هست بخر، جمع مکنترسم آسیب
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
وقتی مخاطبی که باید بهت زنگ بزنه
پیام بده
لایکت کنه
صب بهت pmبده نیست
دیگ چه فرقی هست بین مربوط به ایفون حرف ده و یازده دو صفر؟
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور
باشد قبول
در پی لایق برو
ماهم تماشایش کنیم
برچسب:
نویسنده: بهار میرزاپور